خاطراتی ازدایی همسرشهیدحججی
16 تیر 1399 توسط مهناز
عیدنوروز بو محسن آقاوزهراآمدن خانه مان.گوشه اتاق پذیرایی مجسمه یک زن گذاشته بودم.تاداخل شدونگاهش به مجسمه افتادنگاهش راقاپیدانگارکه یک زن واقعی رادیده باشد..بهم گفت دایی جون شمادایی زنم هستیدامامثل دایی خودم می مونیدیه پییشنهاد..اگه این مجسمه رو… بیشتر »